Posted: 05 Apr 2013 12:13 PM PDT
خانم....شماره بدم؟!!
ماجرایی بسیار زیبا و واقعی
![]() خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد. روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت... شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....! دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند... دردش گفتنی نبود....!!!! رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن... ادامه مطلب . . . |
یک آه از دست خواص بی بصیرت....
Posted: 03 Apr 2013 01:35 AM PDT
حروف خ م ی ن درنام
خمیـــنی
و
خامـــنه ای
مشــــترک است...
فقط نـــام خامنه ای
یـــک آه
بیشـــتر دارد
که ازدست
خواص بی بــصیرت
میکــشد...